تبليغاتX
ترانه های کودکان
شعر و سرود و داستان برای کودکان و نوجوانان

 شب یلدا

 

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن بگیریم.یلدا مبارک  

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 21:8  توسط مهری طهماسبی دهکردی | 
عید سعید قربان بر شما مبارک باد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 22:34  توسط مهری طهماسبی دهکردی | 

 لبیک اللهم لبیک

 

مامان سفره  ی شام را توی آشپزخانه پهن کرد و صدا زد: بچه ها شام حاضره ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 21:8  توسط مهری طهماسبی دهکردی | 

 

(تقدیم به مادر سپید و تمام مادرانی که فرزندان روشندل دارند.)

 

یادش به خیر روزهای خوب کودکی ؛ کلاس اول و دوم دبستان،من و بتول دو تا دوست صمیمی بودیم. هر روز صبح بتول می آمد سر کوچه ی ما می ایستاد تا من از خانه خارج شوم و با هم به مدرسه برویم. آن روزها همه ی بچه ها پیاده به مدرسه می رفتند.........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 12:19  توسط مهری طهماسبی دهکردی | 

روز معلول

 

۱۲ آذر روز جهانی معلولان را گرامی می داریم. به  معلولان با دید ه ی ترحم نگاه نکنیم بلکه تواناییهای آنان را باور کنیم و یاریشان نماییم تا برای پرورش استعدادهایشان تلاش کنند. معلولیت ناتوانی نیست ، محدودیت است و فرد معلول با یاری و همراهی افراد سالم می تواند تواناییهای خود را ثابت کند. بیایید به این گروه از افراد جامعه یاری کنیم که فرموده اند:

شکرانه ی بازوی توانا بگرفتن دست ناتوان است

به مناسبت روز جهانی معلولان ، سایتهایhttp://www.special.ir :// / ( برای افرادی که می خواهند باور شوند.)و http://roshandel.special.ir/( مادر سپید) را به شما معرفی می کنم تا با افراد معلول بیشتر آشنا شوید و از کسانی که در راه کمک به این عزیزان تلاش می کنند ، قدردانی کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 22:32  توسط مهری طهماسبی دهکردی | 
 

يك روز سرد زمستان ، شيطان با همسرش به زمين آمد تا انساني را بيابد و او را  گمراه کند. او و همسرش به دهكده اي رفتند كه مردمي ساده و زحمتكش داشت. آنها به يك كلبه ي متروك كه در وسط دهكده قرار داشت رفتند............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 21:40  توسط مهری طهماسبی دهکردی | 

 

بچه های عزیزم شما خودتان برای این داستان یک اسم انتخاب کنید.

 

آن روز وقتی سارا می خواست به مدرسه برود، مادرش دوتا اسکناس هزارتومانی به او داد و گفت:« ظهر که داری از مدرسه برمی گردی، .............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 22:53  توسط مهری طهماسبی دهکردی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به مطلب درباره ما مراجعه نماييد

پیوندهای روزانه
نیمکت
موزیک و ترانه
چیستان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آرشیو موضوعی
شعر
داستان
مناسبتها
درباره ی ما
نمایشنامه
خاطره
ضرب المثل
برای بزرگترها
داستان حیوانات
افسانه
داستانهای منظوم
مطالب علمی
داستان نوجوانان
داستان کودک
پیوندها
فرهنگ معين و فرهنگ دهخدا
هوانوردي
كامپيوتر و سرگرمي
ايليا
هنر معلمي
كودكانه هاي بهار
مهدايران(ليلا ربيعي)
آموزش زبان انگليسي
مدرسه ي ام البنين
سيب سبز(مريم زندي)
كودكانه
قديمي ترين سايت كتاب ايران
آموزش عربي و نمونه سؤالات
داستانهاي ايراني
اولين سايت كودكان
روانشناسی کودک
نوشته های نویسنده کوچک
تازه هاي ادبي
ادبيات كودك و نوجوان(اصلان قزللو)
ادبيات كودك و نوجوان(مهدي محمدي)
كودكان و نوجوانان طرفدار .....
نشر رويش( ناشر كتابهاي.....
ایستگاه پرستاری
مهدكودك ستارگان
سایت تخصصی پی سی ران
ماه مهر (شهرستان آران)
دیباچه
ترانه خلقت
كلاس 4
لزیرک
آموزش ابتدایی.....1
آموزش ابتدایی.....2
مهد طوطیا
دندانپزشکی امروز
سایت کتاب ایران
پرتال اصفهان
آمادگی جسمانی و ایروبیک
نوشته.......
آموزش و پرورش اصفهان
نیلوفرانه
عجایب باستانشناسی
نشریه فیروزه
دانيال كوچولو
تصاوير حيوانات
آموزگار
بانک وبلاگهای آموزشی کشور
روانشناسي به زبان ساده
ايليا خدابخش(ترانه سرا)
وسعت ايران
خانه ي دوم
كودكانه
دكترپورقربان
روانشناسي و مشاوره
فانتزي
مجلات رشد
سايت نو نهال
عمو پورنگ
با كودكي هام
البرز رزم آوا
خانه نقد
پهلوان خورشيد
باباجون شيرازي
وبلاگ آموزشي
معرفي كتاب كودك
طنزطنز
 

 RSS

مديريت وبلاگ
مهري طهماسبي دهكردي