تبليغاتX
ترانه های کودکان - باهم بخنديم
شعر و سرود و داستان برای کودکان و نوجوانان

باهم بخنديم

 

*پدر خسيس

ـ پسرم! اگر درست را خوب بخواني و نمره‌ات 20 بشود، قول مي‌دهم آخر هفته برويم پارك، بستني خوردن بچه‌ها را تماشا كني!

 

*حرف حساب جواب ندارد

مردي تصادف كرد و پايش شكست. او از صاحب اتومبيل، يك ميليون تومان ديه خواست. صاحب اتومبيل گفت: «خيال كرده‌اي من ميلياردرم كه اين همه پول مي‌خواهي؟»

مرد گفت: «تو هم فكر كرده‌اي من هزارپا هستم؟!»

 

*علت برگشت

 

پزشکی به یکی از بیمارانش که مدتی نزد او معالجه می کرد تلفن کرد و گفت :

چکی که به عنوان دستمزد معالجه به من داده بودید به دلیل نبودن موجودی برگشت داده شده است

بیمارجواب  گفت :

مانعی ندارد چون بیماری سخت من هم که شما مدتی بودمعالجه می کردید دوباره برگشته است!

 

*حیوان شناسی

 

آموزگار :اسم چهار حیوان درنده را بگو؟

شاگرد:سه شیر و یک پلنگ.

آموزگار:این که نشد اسم یک پستاندار را هم نام ببر؟

شاگرد:سگ

آموزگار:یک پستاندار دیگر

شاگرد:یک سگ دیگر

آموزگار:آخر این دو نبايد با هم فرق داشته باشند؟

شاگرد:یک سگ سیاه و یک سگ سفید!

 

*جواب

پسر بچه خوشحال از مدرسه به خانه آمد،مادر علت خوشحالی او را پرسید.بچه جواب داد:امروز معلم سوالی پرسید که فقط من جوابش را دادم.مادر با خوشحالی گفت :معلم چه پرسید؟بچه جواب داد:معلم پرسید چه کسی روی صندلی او میخ گذاشته است و از میان همه شاگردان فقط من بلند شدم و اسم آن شاگرد را گفتم!

 

*امتحانات آخر سال

حسن پس از شركت در امتحانات آخر سال به همكلاسش گفت: «ما مي‌خواهيم به مسافرت برويم. لطفاً اگر نمره‌ي امتحانات را دادند، به من اس ام اس بزن و به صورت رمز نمراتم را بگو. مثلاً اگر يك تجديد داشتم، بنويس علي سلام مي‌رساند. اگر دو تا تجديد داشتم، بنويس علي و برادرش سلام مي‌رسانند.»

چند روز بعد، همكلاس حسن برايش اس ام اس زد و در آن نوشت: «خانواده‌ي علي، همگي سلام مي‌رسانند!»

 

*بالش

ديوانه‌اي لوله‌ي بخاري را به جاي بالش زير سرش گذاشت و خوابيد. رئيس تيمارستان به او گفت: «اين كه سَرَت را درد مي‌آورد.»

ديوانه خنديد و گفت: «اشتباه مي‌كنيد؛ داخلش پنبه ريخته‌ام!»

 

*ماه‌هاي خارجي

معلّم: ماه‌هاي خارجي را از اوّل به ترتيب نام ببر.

دانش‌آموز: دي، بهمن، اسفند،...

معلّم: اين‌ها ‌كه ماه‌هاي ايراني است!

شاگرد: باور كنيد اين‌ها همان ماه‌هاي خارجي هستند كه من به فارسي ترجمه‌ كرده‌ام!

 

*تقسيم

 

آقايي به رستوران رفت و هنگام سفارش دادن پيتزا گفت: «لطفاً پيتزاي مرا هشت قسمت كنيد، چون دفعه‌ي قبل كه آن را شش قسمت كرده بوديد، سير نشدم!»

 

*چتر

 

احمد: رضا، چرا روزهاي آفتابي با خودت چتر مي‌آوري؟

رضا: چون روزهاي باراني، پدرم آن را با خود مي‌برد!

 

 

 

*اوّل پلاك

مردي مي‌خواست ماشينش را بشويد.اوّل پلاكش را شست.يك نفر از او پرسيد:«چرا از پلاكش شروع كردي؟»

مرد گفت:«دفعه‌ي قبل وقتي همه‌ي ماشين را شستم، به پلاكش كه رسيدم متوجه شدم ماشين خودم نيست!»

 

*پنكه‌ي سقفي

يك نفر براي اولين بار سوار هلي كوپتر مي‌شود. آن آقا توي آسمان، از نفر سمت چپي‌اش مي‌پرسد: شما گرمتان است؟ مي‌گويد: نه. از نفر سمت راستي‌اش مي‌پرسد: شما گرمتان است؟ مي‌گويد: نه. بعد با صداي بلند مي‌گويد: آقاي خلبان، هيچ‌کس گرمش نيست. لطفاً آن پنکه‌ي سقفي را خاموش کنيد.

 

*راننده‌ي زرنگ

پليس جلوي راننده‌ي خلاف‌كار را گرفت و گفت: «گواهي‌نامه، بيمه، كارت ماشين.»

راننده گفت: «جناب سروان، بايد با اين سه كلمه جمله بسازم؟!»

 

*عينك

اولي: «آقاي دكتر، من عينك لازم دارم.»

دومي:‌ «بله، حتماً همين‌طور است؛ چون اين‌جا مغازه‌ي ساندويچ فروشي است!»

 

*در صف نانوايي

سعيد به نانوايي رفت. چون ديد صف آقايان شلوغ است، وارد صف خانم‌ها شد و به نانوا گفت:«آقا شاطر، خواهرم سلام رساند و گفت سه تا نان به من بدهيد!»

 

*دشمن

دو نفر درباره‌ی پول صحبت مي‌كردند:

اولي: «پول بزرگ‌ترين دشمن بشر است.»

دومي‌: «پس هرچه دشمن داري به من بسپار و خودت را راحت كن!»

 

*راست يا چپ؟

روزي معلم به شاگرد خود گفت: «روي تخته عدد يازده را بنويس.»

شاگرد عدد يك را نوشت و كمي‌ فكر كرد.

معلم: «چرا اين‌قدر فكر مي‌كني؟»

شاگرد: «نمي‌دانم آن يكي يك را بايد سمت راست بنويسم يا سمت چپ!»

 

*آهن

مادر: «دخترجان، اسفناج بخور؛ آهن دارد.»

دختر: «آخر الان آب خورده‌ام، مي‌ترسم توي شكمم زنگ بزند!»

 

 

*تقلب

سعید:چرا برادرت را از جلسه امتحان بیرون انداختند؟

احمد:آخه تقلب کرده بود.

سعید:چه جوری؟

احمد:سر امتحان علوم دنده هایش را شمرده بود!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 19:1  توسط مهری طهماسبی دهکردی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به مطلب درباره ما مراجعه نماييد

پیوندهای روزانه
نیمکت
موزیک و ترانه
چیستان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آرشیو موضوعی
شعر
داستان
مناسبتها
درباره ی ما
نمایشنامه
خاطره
ضرب المثل
برای بزرگترها
داستان حیوانات
افسانه
داستانهای منظوم
مطالب علمی
داستان نوجوانان
داستان کودک
پیوندها
فرهنگ معين و فرهنگ دهخدا
هوانوردي
كامپيوتر و سرگرمي
ايليا
هنر معلمي
كودكانه هاي بهار
مهدايران(ليلا ربيعي)
آموزش زبان انگليسي
مدرسه ي ام البنين
سيب سبز(مريم زندي)
كودكانه
قديمي ترين سايت كتاب ايران
آموزش عربي و نمونه سؤالات
داستانهاي ايراني
اولين سايت كودكان
روانشناسی کودک
نوشته های نویسنده کوچک
تازه هاي ادبي
ادبيات كودك و نوجوان(اصلان قزللو)
ادبيات كودك و نوجوان(مهدي محمدي)
كودكان و نوجوانان طرفدار .....
نشر رويش( ناشر كتابهاي.....
ایستگاه پرستاری
مهدكودك ستارگان
سایت تخصصی پی سی ران
ماه مهر (شهرستان آران)
دیباچه
ترانه خلقت
كلاس 4
لزیرک
آموزش ابتدایی.....1
آموزش ابتدایی.....2
مهد طوطیا
دندانپزشکی امروز
سایت کتاب ایران
پرتال اصفهان
آمادگی جسمانی و ایروبیک
نوشته.......
آموزش و پرورش اصفهان
نیلوفرانه
عجایب باستانشناسی
نشریه فیروزه
دانيال كوچولو
تصاوير حيوانات
آموزگار
بانک وبلاگهای آموزشی کشور
روانشناسي به زبان ساده
ايليا خدابخش(ترانه سرا)
وسعت ايران
خانه ي دوم
كودكانه
دكترپورقربان
روانشناسي و مشاوره
فانتزي
مجلات رشد
سايت نو نهال
عمو پورنگ
با كودكي هام
البرز رزم آوا
خانه نقد
پهلوان خورشيد
باباجون شيرازي
وبلاگ آموزشي
معرفي كتاب كودك
طنزطنز
وبلاگي براي دخترم
جزيره ي دانش
آقابابك
 

 RSS

مديريت وبلاگ
مهري طهماسبي دهكردي