تبليغاتX
ترانه های کودکان - خاطره ا ي ديگر
شعر و سرود و داستان برای کودکان و نوجوانان

آقاي دكتر غلامعلي افروز در كتاب« مقدمه اي برروانشناسي وآموزش و پرورش كودكان استثنايي» در بخش آشنايي با كودكان و دانش آموزان ناشنوا و نيمه شنوا ، مي نويسد:« كودكان و دانش آموزان ناشنوا گرچه در حقيقت به خاطر نقص شنوايي از نظر رشدكلي(رشد هوشي) عموماً از دانش آموزان نابينا ضعيف تر هستند ، اما مانند آنان به سهولت قابل تشخيص وشناسايي نيستند. از جمله مشكلات اساسي آنان در زمينه گويايي است. اختلالات گويايي
 نتيجه اي است از نقص شنوايي، البته به جز در مواردي كه اختلالي در دستگاه صوتي فرد به وجود مي آيد. دانش آموزان ناشنوا نه تنها از نظر رشد عمومي ضعيف هستند بلكه در طول زندگي از نظر مهارتهاي برقراري ارتباط زباني مانند درك مفاهيم و معاني كلمات، صحبت كردن، خواندن و نوشتن  ، همواره دچار اشكال عمده و كندي قابل ملاحظه اي هستند...‌» ۱

 بعدازاين مقدمه  داستاني را از كتاب ارزشمند مثنوي مولوي نقل مي كنم . اين حكايت  به عيادت بيمار رفتن كر(ناشنوا) مي باشد و در دفتر اول مثنوي آمده است . خلاصه ي داستان چنين است:« در زمانهاي قديم ، مرد ناشنوايي بود كه همسايه اش بيمارشد و او بايد به عيادتش مي رفت. اما قبل از رفتن با خود انديشيد كه همسايه اش به دليل ضعف و بيماري نمي تواند بلند صحبت كند و صدايش به او نمي رسد و او از حرفهاي بيمار چيزي نخواهد فهميد. پس فكري به خاطرش رسيد . باخود گفت وقتي بيمار را ديدم ، سؤالاتي را كه معمول عيادت است مي پرسم و او نيز جوابهاي معمول را خواهد داد و بنابراين همه چيز به خيرو خوشي طي خواهد شد. با اين خيالات به خانه ي همسايه رفت و بر بالين او نشست و پرسيد: حالت چطور است؟ بيماربا آه و ناله گفت: خيلي بد، مردم از اين درد. ناشنوا به تصور اينكه گفته است خوبم ، گفت خدا را شكر. بيمار خيلي ناراحت شد و بيشتر احساس درد كرد. ناشنوا دوباره پرسيد : چه غذايي خورده اي؟ بيمار كه از دست او عصباني بود گفت: زهر مار . ناشنوا گفت: نوش جانت. بيمار بيشتر ناراحت شد. ناشنوا پرسيد: راستي پزشك شما كيست؟ بيمار با خشم گفت: عزراييل . ناشنوا به خيال اينكه او نام پزشكي را برده است گفت: قدمش مبارك است و دستش شفا. بيمار سخت ناراحت بود و از ناراحتي به خود مي پيچيد ولي مرد ناشنوا متوجه اين موضوع نشد و با خوشحالي از اينكه وظيفه اش را به خوبي انجام داده و به عيادت همسايه اش رفته است ، از خانه ي او بيرون آمد...

بعد ازاين داستان بهتر است يك داستان واقعي برايتان نقل كنم . در سال تحصيلي 84-83 من آموزگار كلاس پنجم دانش آموزان كم توان ذهني بودم. در بين بچه ها پسري بود به نام مرتضي كه علاوه بر كم تواني ذهني ، دچار ضعف شنوايي نيز بود و به سمعك نياز داشت.  اما پدرش حاضر نبود سمعك بخرد و فقر مالي را بهانه مي كرد . به دليل اصرار من ، مشاور مدرسه سمعكي براي مرتضي خريد و مرتضي صاحب سمعك شد؛اما به دلايل مختلف مثل تمام شدن باطري يا خرابي سمعك هربار به بهانه اي آنرا در خانه مي گذاشت و استفاده نمي كرد.
خانواده اش هم به تنها چيزي كه اهميت نمي دادند، تعليم و تربيت فرزندشان بود. پدرش مردي بيسواد و بيشتر اوقات بيكار بود .او با همسرش ناسازگاري مي كرد و با كوچكترين بهانه اي او را زير مشت و لگد مي گرفت واز خانه بيرونش ميكرد. مادز مرتضي هم زني بيسواد و نادان بود كه وقتي مي خواستم درباره ي پسرش با او حرف بزنم،سر درددلش باز مي شد و از مشكلاتش برايم مي گفت. مشكلاتي كه با مهاجرت نسنجيده و نابجاي بسياري از روستاييان به شهرهاي بزرگ ، گريبانگير آنها مي گردد. اما با تمام اينها، مرتضي پسري زرنگ، خوش بنيه و مغرور بود. بيشتربه كارهاي عملي علاقه داشت . كاردستي ها را بهتر از بقيه درست
 مي كرد و نقاشي هاي قشنگي مي كشيد. اما يادگيري درسهاي حفظي برايش مشكل بود. معني بسياري از كلمات را نمي فهميد و در ديكته و قرائت فارسي و قرآن مشكل داشت. من با او به طور انفرادي كار مي كردم. وقتي مي خواست ديكته بنويسد، كاملاً روبرويش قرار مي گرفتم تا حركت لبهايم راببيند و درست بنويسد. بقيه دروس را هم با تكرار و تمرين زياد و در حد متوسط ياد مي گرفت. در كتاب اجتماعي آنها ، بعضي از استانها و مناطق جغرافيايي بسيار ساده معرفي شده بود.مثلاً بعداز اينكه در باره ي جزيره نوشته شده بود كه به خشكيهايي كه دورتادور آنها راآب فرا گرفته است، جزيره مي گويند،از دو جزيره ي قشم و كيش در خليج فارس نام برده بود. من بعد از اينكه به كمك بچه ها و بيشتراز همه مرتضي، يك جزيره ي كاردستي درست كردم ، اين مبحث را تدريس كردم و بارها نام قشم و كيش به عنوان دوجزيره ي معروف در خليج فارس ، تكرار شد و بچه ها به خوبي اين درس را ياد گرفتند.

روزي امتحان كتبي اجتماعي داشتند. يكي از سؤالها اين بود: نام دو جزيره ي معروف خليج فارس را بنويسيد.مرتضي به تمام سؤالات درست جواب داد اما به اين سؤال كه رسيد نوشت قشم و... نام بعدي را فراموش كرده بود.مرتب به مغزش فشار مي آورد اما يادش نمي آمد. همكارم كه سرپرست آموزشي بود و سر جلسه ي امتحان حضور داشت  و آن روز در كنارمن به امتحان نظارت مي كرد، دلش سوخت و خواست به مرتضي كمك كند. از او پرسيد: شما وقتي مي خواهيد مرغ را به لانه اش بفرستيد چه مي گوييد؟ و انتظار داشت كه مرتضي بگويد كيش كيش . اما برخلاف تصور ما، مرتضي جواب داد: مي گوييم هري ... من و همكارم هم تعجب كرديم و هم خنده مان گرفت. مرتضي هم با اين  خيال كه نام جزيره هرّي است بعد از قشم نوشت هرّي.

وقتي داشتم ورقه اش را تصحيح مي كردم، به او فهماندم كه منظورهمكارم كيش بوده نه هري ، چون وقتي مي خواهيم مرغ را جابجا كنيم يا به لانه بفرستيم به او مي گوييم كيش كيش . آن روز مرتضي جواب سؤالش را فهميد اما چندي بعد كه دوباره امتحان داشتند و همين سؤال را داده بودم بازهم نوشت: قشم و هري!

راستي شما با توجه به مقدمه و داستان مولانا ، از اين خاطره چه نتيجه اي مي گيريد؟ من كه مدتها با افراد معلول و كم توان سرو كار داشته ام هميشه به نعمت سلامتي فكر مي كنم . شما كه از سلامت جسمي و روحي كامل برخوردار هستيد، قدر آن را بدانيد و شكرگزار باشيد و براي كمبودهاي مادي نگران نشويد و اگر توانش را داريد، به افراد ناتوان و معلول هم فكركنيد و در صورت امكان به آنها  كمك كنيد كه : شكرانه ي بازوي توانا  بگرفتن دست ناتوان است.



افروز غلامعلي، مقدمه اي برروانشناسي وآموزش و پرورش كودكان استثنايي، چاپ دهم ، انتشارات دانشگاه تهران ، بهمن ماه 1369 ، ص 99

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 7:35  توسط مهری طهماسبی دهکردی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به مطلب درباره ما مراجعه نماييد

پیوندهای روزانه
نیمکت
موزیک و ترانه
چیستان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آرشیو موضوعی
شعر
داستان
مناسبتها
درباره ی ما
نمایشنامه
خاطره
ضرب المثل
برای بزرگترها
داستان حیوانات
افسانه
داستانهای منظوم
مطالب علمی
داستان نوجوانان
داستان کودک
پیوندها
فرهنگ معين و فرهنگ دهخدا
هوانوردي
كامپيوتر و سرگرمي
ايليا
هنر معلمي
كودكانه هاي بهار
مهدايران(ليلا ربيعي)
آموزش زبان انگليسي
مدرسه ي ام البنين
سيب سبز(مريم زندي)
كودكانه
قديمي ترين سايت كتاب ايران
آموزش عربي و نمونه سؤالات
داستانهاي ايراني
اولين سايت كودكان
روانشناسی کودک
نوشته های نویسنده کوچک
تازه هاي ادبي
ادبيات كودك و نوجوان(اصلان قزللو)
ادبيات كودك و نوجوان(مهدي محمدي)
كودكان و نوجوانان طرفدار .....
نشر رويش( ناشر كتابهاي.....
ایستگاه پرستاری
مهدكودك ستارگان
سایت تخصصی پی سی ران
ماه مهر (شهرستان آران)
دیباچه
ترانه خلقت
كلاس 4
لزیرک
آموزش ابتدایی.....1
آموزش ابتدایی.....2
مهد طوطیا
دندانپزشکی امروز
سایت کتاب ایران
پرتال اصفهان
آمادگی جسمانی و ایروبیک
نوشته.......
آموزش و پرورش اصفهان
نیلوفرانه
عجایب باستانشناسی
نشریه فیروزه
دانيال كوچولو
تصاوير حيوانات
آموزگار
بانک وبلاگهای آموزشی کشور
روانشناسي به زبان ساده
ايليا خدابخش(ترانه سرا)
وسعت ايران
خانه ي دوم
كودكانه
دكترپورقربان
روانشناسي و مشاوره
فانتزي
مجلات رشد
سايت نو نهال
عمو پورنگ
با كودكي هام
البرز رزم آوا
خانه نقد
پهلوان خورشيد
باباجون شيرازي
وبلاگ آموزشي
معرفي كتاب كودك
طنزطنز
وبلاگي براي دخترم
جزيره ي دانش
آقابابك
 

 RSS

مديريت وبلاگ
مهري طهماسبي دهكردي