تبليغاتX
ترانه های کودکان - قصه ي لاك پشتها
شعر و سرود و داستان برای کودکان و نوجوانان

قصه ي لاك پشت ها

يكي بود يكي نبود غيراز خدا هيچ كس نبود

 

ننه لاك پشت هميشه از همه چيز ناراضي بود و دوست داشت غر بزند. بابا لاك پشت به او مي گفت:« تو از زماني كه جوان بودي غرغر ميكردي ، حالا هم كه پير شده اي غر ميزني و از همه چيز گله داري ، نمي خواي از اين اخلاقت دست برداري؟»

ننه لاك پشت مي گفت:« آخه ببين خدا چه بار سنگيني پشت من گذاشته ، يه عمره با اين لاك يواش يواش راه ميرم و نمي تونم بدوم. دلم مي خواست يه بار هم كه شده توي يك مسابقه ي دو شركت كنم ؛ اما نشد و حسرتش به دلم موند. خرگوشها را ببين چطوري مي دوند و ورجه ورجه مي كنند! پرنده ها راببين چه سبكبال پرواز مي كنند! همه ي حيوونا تر و فرز و چابكند و ما لاك پشتها كند و آهسته..»

بابا لاك پشت مي گفت:« اي بابا ! دست از اين حرفها بردار. خودت را با ديگران مقايسه نكن. همه ي موجودات عالم با همديگه فرق دارند. به قول آدمها ، حتي پنج تا انگشت يك دست هم مثل هم نيستند. حتماً حكمتي در كار بوده كه خداوند ما لاك پشتها را اينجوري آفريده ....»

ننه لاك پشت غرغركنان جواب ميداد:« چه حكمتي؟ خدا فقط يه بار سنگين روي دوش ما گذاشته ، آخه فايده ي اين لاك چيه؟»

 بابالاك پشت مي گفت:« اين لاك مثل خونه ي ماست. با وجود اون ما احتياج به خونه نداريم.همينكه سر و دست و پامون را جمع كنيم ، انگار توي خونه هستيم ، ديگه لازم نيست خونه  بسازيم. تازه خيلي هم قشنگه . ببين چه نقشهاي جالبي روي لاكهامونه!» اما ننه لاك پشت بازهم غر ميزد و حرف او را قبول نمي كرد.

در يك روز زيباي بهاري ننه لاك پشت و بابالاك پشت توي ساحل دريا روي ماسه ها نشسته بودند و از نور آفتاب و هواي خوب و نسيم ملايم بهاري لذت مي بردند. چندتا مرغ دريايي در دريا ماهيگيري مي كردند. دوتا خرگوش با هم مسابقه گذاشته بودند و توي ساحل دنبال هم مي دويدند. ننه لاك پشت با حسرت به پرنده ها و خرگوشها نگاه مي كرد و زيرلب غرغر ميكرد. بابا لاك پشت هم سرش را تكان ميداد و لبخند ميزد.

خرگوشها بعد از مسابقه توي شنها نزديك لاك پشتها نشستند تا استراحت كنند. ناگهان سرو كله ي روباهي پيدا شد و به آنها حمله كرد. خرگوشها هركدام به سويي دويدند و فرار كردند. روباه كه نتوانسته بود آنها را بگيرد با خشم به لاك پشتها حمله كرد. آنها در لاكهايشان پنهان شدند. روباه هرچه به لاكها ضربه زد، آنها بيرون نيامدند. او هم خسته شد و رفت.

بعد از رفتن روباه ، لاك پشتها با احتياط از لاكهايشان بيرون آمدند. ننه لاك پشت با هيجان گفت:« خداراشكر! به خير گذشت. چيزي نمونده بود طعمه ي روباه بشيم ها....»

بابالاك پشت گفت آره، اگر اين لاكها را نداشتيم، روباهه حتماً مارا خورده بود؛ اما وقتي كه ديدلاكهاي ما خيلي سفت و محكمه ، خسته شد و رفت پي كارش....»

بعد از اين گفتگو، آنها به سمت دريا رفتند تا شنا كنند و حالشان جابيايد. براي اولين بارننه لاك پشت غر نمي زد ، بلكه با خوشحالي آواز مي خواند و شنا ميكرد.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 7:22  توسط مهری طهماسبی دهکردی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به مطلب درباره ما مراجعه نماييد

پیوندهای روزانه
نیمکت
موزیک و ترانه
چیستان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آرشیو موضوعی
شعر
داستان
مناسبتها
درباره ی ما
نمایشنامه
خاطره
ضرب المثل
برای بزرگترها
داستان حیوانات
افسانه
داستانهای منظوم
مطالب علمی
داستان نوجوانان
داستان کودک
پیوندها
فرهنگ معين و فرهنگ دهخدا
هوانوردي
كامپيوتر و سرگرمي
ايليا
هنر معلمي
كودكانه هاي بهار
مهدايران(ليلا ربيعي)
آموزش زبان انگليسي
مدرسه ي ام البنين
سيب سبز(مريم زندي)
كودكانه
قديمي ترين سايت كتاب ايران
آموزش عربي و نمونه سؤالات
داستانهاي ايراني
اولين سايت كودكان
روانشناسی کودک
نوشته های نویسنده کوچک
تازه هاي ادبي
ادبيات كودك و نوجوان(اصلان قزللو)
ادبيات كودك و نوجوان(مهدي محمدي)
كودكان و نوجوانان طرفدار .....
نشر رويش( ناشر كتابهاي.....
ایستگاه پرستاری
مهدكودك ستارگان
سایت تخصصی پی سی ران
ماه مهر (شهرستان آران)
دیباچه
ترانه خلقت
كلاس 4
لزیرک
آموزش ابتدایی.....1
آموزش ابتدایی.....2
مهد طوطیا
دندانپزشکی امروز
سایت کتاب ایران
پرتال اصفهان
آمادگی جسمانی و ایروبیک
نوشته.......
آموزش و پرورش اصفهان
نیلوفرانه
عجایب باستانشناسی
نشریه فیروزه
دانيال كوچولو
تصاوير حيوانات
آموزگار
بانک وبلاگهای آموزشی کشور
روانشناسي به زبان ساده
ايليا خدابخش(ترانه سرا)
وسعت ايران
خانه ي دوم
كودكانه
دكترپورقربان
روانشناسي و مشاوره
فانتزي
مجلات رشد
سايت نو نهال
عمو پورنگ
با كودكي هام
البرز رزم آوا
خانه نقد
پهلوان خورشيد
باباجون شيرازي
وبلاگ آموزشي
معرفي كتاب كودك
طنزطنز
وبلاگي براي دخترم
جزيره ي دانش
آقابابك
 

 RSS

مديريت وبلاگ
مهري طهماسبي دهكردي